⎝⓿⏝⓿⎠..........⓿⏝⓿
چهار شنبه 9 فروردين 1391برچسب:, :: 6:32 ::  نويسنده : رح

خوش به حال غنچه های نیمه باز
بوی باران بوی سبزه بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکویی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

سه شنبه 8 فروردين 1391برچسب:, :: 23:16 ::  نويسنده : رح

Click to view full size image

احتمالا زمستان سال 68 بود که در تالار اندیشه  فیلمی را نمایش دادند که اجازه اکران از وزارت ارشاد نگرفته بود . سالن پر بود از هنرمندان، فیلم سازان ، نویسندگان و... در جایی از فیلم آگاهانه یا نا آگاهانه ،داشت به حضرت زهرا سلام الله علیها بی ادبی می شد. من این را فهمیدم .لابد دیگران هم همین طور ، ولی همه لال شدیم ودم بر نیاوردیم .با جهان بینی روشنفکری خودمان قضیه را حل کردیم .طرف هنرمند بزرگی است  وحتما منظوری دارد وانتقادی است بر فرهنگ مردم .

امایک نفر نتوانست ساکت بنشیند  وداد زد :خدا لعنتت کند ! چرا داری توهین  می کنی؟!

همه سر ها به سویش برگشت در ردیف های وسط آقایی بود چهل وچند ساله  با سیمایی بسیار جذاب  ونورانی .کلاهی مشکی بر سرش بود واورکتی سبز تنش . از بغل دستی ام (سعید رنجبر ) پرسیدم (( آقا را می شناسی ؟))

گفت :سید مرتضی آوینی است .

منبع :کتاب افلاکیان زمین صفحه 12

سه شنبه 8 فروردين 1391برچسب:, :: 18:34 ::  نويسنده : رح

 

ناپلئون با هدایت ارتش پیروز خود در سرتا سر اروپا بر نقیصه بارز کوتاهی قامت فائق آمد.

هلن کلر اجازه نداد  که نابینایی وناشنوایی اش مانع از آن شود که زندگی خود را وقف انسان های بد اقبال تر از خویش کند.

وینستون چرچیل دانش آموز فقیری بود که از لکنت زبان رنج می برد اما نه تنها در 24 سالگی برنده ی جایزه نوبل شد  بلکه توانست یکی از نافذترین سخنرانان دوران اخیر گردد.

توماس ادیسون را از مدرسه بیرون انداخته بودند .

اطلس مردی بود که در آغاز انسان ضعیف الجثه  ی 43 کیلویی بود که توانست ورزیده ترین اندام را برای خود بسازد.

مهم نیست که از کجا آغاز می کنید مهم آن نقطه ای است که برای خاتمه بر می گزینید.

http://baroon.ir/wp-content/uploads/2011/03/tumblr_kswm018qdw1qzqav0o1_400.jpg

سه شنبه 8 فروردين 1391برچسب:, :: 14:29 ::  نويسنده : رح

به سراغم نیامدی...... شعر شدم

نمی دانم چندم باران بود!!!

پیچیدم به سمت شاعری گمنام

به سمت تلاقی واژه های ترد.....!!

یادم بود شکلی از ترسیم نامت

با جوهره های همیشه آبی

آن خودکاری که می نوشت و خسته نمی شد....

دیروز گلی نشان از باغچه قلب تو می گرفت

یادم آمد....

....تو دور شده ای....یا راه ها بی راه....یا من گم شده ام؟؟!!

مهم نیست چند سال گذشته باشد

مهم نیست که دیگر اصلا اندازه تن من نیست

این پیراهن هنوز عطر ترا دارد..

..وباور کن

می تواند

همه ی گل های کاغذی را

بهاری کند.....!!

سه شنبه 8 فروردين 1391برچسب:, :: 6:51 ::  نويسنده : رح

سلام دوست عزیز !

من دلم می‌خواهد

خانه‌ای داشته باشم پر دوست،

کنج هر دیوارش

دوست‌هایم بنشینند آرام

گل بگو گل بشنو...؛



هر کسی می‌خواهد

وارد خانه پر عشق و صفایم گردد

یک سبد بوی گل سرخ

به من هدیه کند.


شرط وارد گشتن

شست و شوی دل‌هاست

شرط آن داشتن

یک دل بی رنگ و ریاست...


بر درش برگ گلی می‌کوبم

روی آن با قلم سبز بهار

می‌نویسم ای یار

خانه‌ی ما اینجاست


تا که سهراب نپرسد دیگر

" خانه دوست کجاست؟ "

دو شنبه 7 فروردين 1391برچسب:, :: 23:3 ::  نويسنده : رح

شادی

ابراهام لینکلن گفته است : اغلب  مردم تقریبا به همان اندازه ای شاد هستندکه انتظارش را دارند .

گاه شاد بودن می تواند کاری بس دشوار باشد لازمه ی شاد زیستن  جستجوی زیبایی ها وخوبی هاست

یکی زیبایی منظره را می بیند ودیگری کثیفی پنجره را این شما هستید که انتخاب می کنید چه چیزی را ببینید  به چه چیز بیندیشید .

 کازانتزا کیس گفته است : قلم و رنگ در اختیار شماست بهشت را نقاشی کنید وبعد وارد آن شوید .

منبع از کتاب : راز شاد زیستن  نوشته ی اندرو متیوس

دو شنبه 7 فروردين 1391برچسب:, :: 13:35 ::  نويسنده : رح

اي دل جهان به کام تو شد شد نشد نشد

دولت اگر غلام تو شد شد نشد نشد

اين دختر زمانه که هر دم به دامني ست

يکدم اگر به کام تو شد شد نشد نشد

اين سکه ي بزرگي و اقبال و سروري

يک روزهم به نام تو شد شد نشد نشد

چون کار روزگار به تقدير يا قضاست

تقدير بر مرام تو شد شد نشد نشد

روز ازل چو قسمت هر چيز کرده اند

عيشي اگر سهام تو شد شد نشد نشد

چون بايد عاقبت بنهي خانه را به غير

آباده کاخ و بام تو شد شد نشد نشد

زان مي که تر کنند دماغي به روز غم

يک قطره گر به جام تو شد شد نشد نشد

دامي به شاهراه مرادي بگستران

اين صيد اگر به دام تو شد شد نشد نشد

يک دم غنيمت است بنوشان و مي بنوش

صبح اميد شام تو شد شد نشد نشد

در درگه ملک چو غلامان بزي حکيم

بر حضرتش مقام تو شد شد نشد نشد.



ميرزا علي نقي خان حکيم الممالک متخلص به حکيم




نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 4
بازدید هفته : 52
بازدید ماه : 16
بازدید کل : 163910
تعداد مطالب : 192
تعداد نظرات : 38
تعداد آنلاین : 1





Pichak go Up